سرمقاله‌ی امروز کیهان با عنوان «عيد قربان کجا بوديد»، نگرانی از زیر سوال رفتن 4 سال ادعاهای شریعتمداری است. همه‌ی ادعاها را باید روزی پس بگیرد؛ از سوروس و کمک سعودی و کشک و غیره. حسین آقا! آن همه تهمت را روزی باید جواب می دادید، شاید اگر در همین دنیا آبروریزی شود بهتر باشد تا اینکه در آن دنیا بابت اینها عذابی بس دردناک نصیبتان شود.

حماسه‌ی سیاسی فقط با «بی توجهی به ادعاهای غیرقانونی، غیر اخلاقی و غیرشرعی کیهان» عملی خواهد شد؛ ادعاهایی که توجه به آن باعث وضعیت فعلی شده است؛ از فراخوانی رای به شبه معجزه یعنی محمود احمدی نژاد در سال 84 که نعمتی آسمانی بود که برای برپایی دولت اسلامی به زمین فرود آمده بود تا دنیا را پر از عدل و داد کند ولی پس از 8 سال مشخص شد که چه تحفه‌ای از جعبه‌ی جادویی کیهان بیرون آمده بود و امروز خود کیهان همین دولت را «خسارت‌آفرين» می‌خواند.

ابتدای دیماه 91 در ملاقاتی خصوصی به آقای خاتمی گفتم که کاندیداتوری ایشان را صلاح نمی‌دانم و همچنان نیز با دلایلی که خود ایشان برای عدم پذیرش کاندیداتوری دارند موافقم اما علی رغم نظر خودم، اگر آقای خاتمی کاندیدا بشود مانند سال 76 پشت ایشان خواهم بود، چون ایشان را رهبر اصلاحات می‌دانم، هر چند باور ندارم که کاندیدا بشود. در این یادداشت کوتاه می‌خواهم از دلایل مخالفتم با کاندیداتوری ایشان و مساله‌ی مهم «چگونگی نیامدن» بنویسم.

حسین شریعتمداری در سرمقاله‌ی امروز کیهان(14 اردیبهشت) با عنوان «چه کسي بايد شرمنده باشد؟!»، ضمن اعتراف به انحراف دولت مورد حمایت کیهان از خط امام و انقلاب و اعتراف به ناتوانایی‌های مدیریتی آن، تلاش کرده که بگوید دولتمردان سازندگی و اصلاحات حق ندارند به حامیان پر و پا قرص روی کار آمدن احمدی نژاد کنایه بزنند و بگویند «ديديد حق با ما بود»؟!

احمدی نژاد مدیر نبود، تجربه نداشت، از ابتدا هم همین بود، اما آقای شریعتمداری! شما بودید که می‌گفتید آسمان پاره شده و محمود بر زمین افتاده؛ حالا چطور معجزه ی هز

با راهپیمایی 22 بهمن، سالگرد پیروزی یک انقلاب مردمی را، فارغ از سلایق سیاسی، گرامی می داریم

دهه‌ی فجر است، البته سالگرد دهه‌ی فجر است، دل آدم بیشتر می‌گیرد که به یاد خواسته‌های مردم انقلابی می‌افتد.

سعید مرتضوی، متهم اصلی پرونده جنایت کهریزک ساعتی پیش بازداشت شد و به اوین رفت؛ همانجایی که خیلی ها بی گناه با حکم خود او رفته بودند، همانجایی که مقایسه با کهریزک واقعا هتل است.

مصاحبه با آقای یونسی حدود یک ماه پیش انجام شد، در ساختمان مرکز استراتژیک مجمع تشخیص. قبل از آن با آقای یونسی مصاحبه ای نداشتم، مگر یک بار در سال 81 یا 82 به همراه خبرنگاران دیگر رسانه ها در ساختمان وزارت اطلاعات در پاسداران تهران. آن زمان خبرنگار سیاسی خبرگزاری ایسنا بودم و یکی از حوزه های خبری ام وزارت بود. وزارت در دوران ریاست جمهوری خاتمی، البته در زمان وزارت آقای یونسی بسیار متفاوت بود؛ گفتنی زیاد است اما ای کاش آن نگاه بازگردد.

مرحله‌ی «تصمیم درباره‌ی شرکت یا عدم شرکت» در انتخابات آینده برای اصلاح‌طلبانی که واقعا دغدغه‌ی معیشت و مسایل اجتماعی و سیاسی امروز را دارند می‌بایست زودتر از اینها تمام می‌شد، مرزی که یک سوی آن «شرکت می‌کنم مگر ...» است و سوی دیگرش «شرکت نمی‌کنم مگر...»؛ شتر سواری دولا دولا نمی‌شود و ضمن اعلام انتخاب گزینه‌ی اول و انحرافی خواندن گزینه‌ی دوم از موضع اصلاح‌طلبی، توصیه می‌شود همه‌ی کسانی که در این انتخاب مردد مانده‌اند سریعتر به انتخابی دست بزنند: یا «کنار نشستن» و یا «ورود به مرحله‌ی چگونگی شرکت د

همچنان «باشگاه خبرنگاران» ِ صداوسیمایی که قرار بود به گفته‌ی امام خمینی دانشگاه باشد امروز برای تخریب منتقدان هم دست به ترور شخصیت می‌زند و مثلا وقت می‌گذارد تا عکس‌های خانوادگی اقوام آنها را از فیسبوک و غیره پیدا کرده و منتشر کند، در حالی که اگر همین وقت را برای جذب مخاطب کرده بود، امروز به گفته‌ی خود آقایان بیش از نیمی از مردم جذب ماهواره نمی شدند.

[چه داستانی داشت این مصاحبه؛ به همراه مطهره خانم شفیعی چند ساعت در مجلسی که متاسفانه امروز در قعر امور است سر در گم بودیم تا مصاحبه بالاخره انجام شد. اما مصاحبه ی خوبی شد به نظرم؛ به خاطر اینکه آقای دکتر پزشکیان با چپ ها و راست ها رودربایستی ندارد. این مصاحبه ی ویژه را به همراه مقدمه ی آن که در روزنامه ی آرمان چاپ شده می خوانید]

--

علی اصغر شفیعیان: خود او امروز نماینده مجلس است اما نقد اساسی به برآیند مجلسی با اکثریت اصولگرا دارد و می‌گوید «عدم نظارت مجلس بر دولت مشهود است؛ ...
در حال بارگیری